پنجشنبه 27 اسفند 1394  08:53 ق.ظ    ویرایش: پنجشنبه 8 بهمن 1394 04:55 ب.ظ
توسط: مهربانو
نوع مطلب: ادبی ،اجتماعی ،



زنبور با خودش گفت / من شاعر بهارم / تا بوی گل نباشد / انگیزه ای ندارم

با باغ بود فامیل / با غنچه بود روراست / از بس كه داشت هر روز / با گل نشست و برخاست

زنبور مثل شاعر / در فكر یك غزل بود / گل را ردیف می كرد / انگیزه اش عسل بود .

   


نظرات()  
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

دین و زندگی

وَ لَیسَتِ التَّوبَة ُلِلَّذِینَ یَعمَلُونَ السَّیِّئاتِ حَتّی إذا حَضَرَ أحَدَهُمُ المَوتُ قالَ إنِّی تُبتُ الآنَ.