یکشنبه 5 شهریور 1396  10:46 ق.ظ    ویرایش: یکشنبه 5 شهریور 1396 10:52 ق.ظ

به نام خدا

ی خاطره ی کوتاه ولی پر محتوی

ی بار یکی از دوستان خیلی ناراحت بود و ما هم دوره اش کردیم که حرف بزن سبک شی و .... برگشت ی جمله گفت: "مال ما دیگه از حرف زدن گذشته..."
حالا اتفاق خاصی هم نیافتاده بودا... ملت از بس تو ناز و نعمت بزرگ شدن... .
دیگه با این شرایط فکر کنم به شخصه از حرف زدن و عمل کردن هم فایده ای نیست. باید دعا کنیم فقط...
به به اونم چه دعایی... .
به قول نظامی گنجوی : "بگفت آفاق را سوزم به آهی"

البته بازم لازم به ذکره که؛ این پست مثل همیشه ربطی به عشق های مسخره ی امروزی نداره... .

مؤید باشید.

   


نظرات()  
مینا
یکشنبه 5 شهریور 1396 01:35 ب.ظ
عالی دمت گرم 20
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

دین و زندگی

وَ لَیسَتِ التَّوبَة ُلِلَّذِینَ یَعمَلُونَ السَّیِّئاتِ حَتّی إذا حَضَرَ أحَدَهُمُ المَوتُ قالَ إنِّی تُبتُ الآنَ.