دین و زندگی و توبه کسانی که گناه می کنند ، تا وقتی که مرگ یکی از ایشان در رسد ، می گوید: «اکنون توبه کردم.» پذیرفته نیست. نساء : 18 *هرکه گردد در جهان چون بو تراب بازگرداند ز مغرب آفتاب الله الله باء بسم الله پدر معنی ذبح عظیم آمد پسر نقش الا الله در صحرا سرشت خط عنوان نجات ما نوشت در فنای کفر و ظلم اصرار کرد ملّت خوابیده را بیدار کرد* *اقبال لاهوری* http://vhagiloo.mihanblog.com 2020-09-17T03:53:07+01:00 text/html 2020-04-08T07:29:09+01:00 vhagiloo.mihanblog.com وحید حاجیلو ولادت آقا امام زمان تبریک و تهنیت باد http://vhagiloo.mihanblog.com/post/1046 <div style="text-align: center; direction: rtl;"><div><b><img hspace="0" border="0" align="absmiddle" vspace="0" src="http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/62/183415/AAA.jpg" alt="لطفا تا بارگذاری کامل تصویر شکیبا باشید..."></b></div><div><b><br></b></div><div><font face="Mihan-IransansLight"><b>به نام خدا</b></font></div><div><font face="Mihan-IransansLight"><b><br></b></font></div><div><b><span style="color: rgb(44, 47, 52); font-family: Vazir; font-size: 16.002px; ">شد نیمه ی شعبان و جهان گشت جوان</span><br style="padding: 0px; margin: 0px; list-style: none; border: 0px; outline: none; box-sizing: border-box; color: rgb(44, 47, 52); font-family: Vazir; font-size: 16.002px; "><span style="color: rgb(44, 47, 52); font-family: Vazir; font-size: 16.002px; ">از مقدم پاک آن ولی سبحان</span><br style="padding: 0px; margin: 0px; list-style: none; border: 0px; outline: none; box-sizing: border-box; color: rgb(44, 47, 52); font-family: Vazir; font-size: 16.002px; "><span style="color: rgb(44, 47, 52); font-family: Vazir; font-size: 16.002px; ">آن پرده نشین کاخ وحدت امروز</span><br style="padding: 0px; margin: 0px; list-style: none; border: 0px; outline: none; box-sizing: border-box; color: rgb(44, 47, 52); font-family: Vazir; font-size: 16.002px; "><span style="color: rgb(44, 47, 52); font-family: Vazir; font-size: 16.002px; ">بنمود رخ از پرده و گردید عیان</span><br style="padding: 0px; margin: 0px; list-style: none; border: 0px; outline: none; box-sizing: border-box; color: rgb(44, 47, 52); font-family: Vazir; font-size: 16.002px; "><span style="color: rgb(44, 47, 52); font-family: Vazir; font-size: 16.002px; "><br></span></b></div><div><b><span style="color: rgb(44, 47, 52); font-family: Vazir; font-size: 16.002px; ">ولادت <u>امام زمان (ع)</u> مبارک باد</span></b></div><div><b><br></b></div><div><b>یاعلی</b></div></div> text/html 2020-04-02T18:11:13+01:00 vhagiloo.mihanblog.com وحید حاجیلو شب جمعه و امام زمان http://vhagiloo.mihanblog.com/post/1045 <div style="text-align: justify;"><font style="" face="Mihan-IransansLight" size="2"><b style="">به نام خدا</b></font></div><div style="text-align: justify;"><b><font face="Mihan-IransansLight" size="2"><br></font></b></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-IransansLight" size="2"><b>کیست که هرگاه درمانده ‏اى او را بخواند، اجابت نماید و بدى و ناخوشى را برطرف کند&nbsp;</b><b>و شما را جانشینان (خود در) زمین قرار دهد؟&nbsp;</b><b>آیا با خداوند معبودى است؟ چه کم پند مى‏ پذیرید./</b><b>سوره نمل آیه 62</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-IransansLight" size="2"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-IransansLight" size="3"><b style="">اللهم عجل لولیّک الفرج&nbsp;<span style="text-align: -webkit-center;">وَ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ أَتْبَاعِهِ وَ شِیعَتِهِ‏&nbsp;</span><span style="text-align: right;">وَ أَرِنِی فِی آلِ مُحَمَّدٍ مَا یَأْمُلُونَ وَ فِی عَدُوِّهِمْ مَا یَحْذَرُونَ إِلَهَ الْحَقِّ آمِینَ‏. «<i style="">فرازی از صلوات خاصه امام زمان عج</i>»</span></b></font></div><div style="text-align: justify;"><span style="text-align: right;"><font face="Mihan-IransansLight" size="2"><b>&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;یاعلی</b></font></span></div> text/html 2020-03-15T08:11:40+01:00 vhagiloo.mihanblog.com وحید حاجیلو ده سال گذشت 4 http://vhagiloo.mihanblog.com/post/1044 <div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">به نام خدا</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">خوب تا اونجا گفتیم که رفتیم اون اداره ی کذائی و اون دو نفر <b>ملعون</b> و ... .</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">اما به هر حال خوب هر کسی ی اخلاقی داره و با هر بد بختی و کم و کاستی های موجود هر چی بود تموم شد ولی بعضی مواقع بعضی از رفتارهای اینطور آدما یاد آدم میافته و نهایتاً اعصابش بهم می ریزه. مثلاً یکی از همینا بود که اصلاً هیچ مسئولیتی رو قبول نمی کرد با اینکه واقعاً مسئول و پاسخگوی مستقیم همون کار بود و کاراش رو می انداخت رو دوش افراد دیگه و با این حال فکر می کرد خیلی زرنگه. یعنی این آدم به اصطلاح مسئول بی مسئولیت وقتی می خواست ی کاری رو به نیروهاش بسپره که انجام بدن هم، بازم مسئولیت اون کارو قبول نمی کرد و ی جوری وانمود می کرد که انگار اصلاً ایشون دستور انجامش رو نداده و طرف خودش انجام داده. حالا اگه کار خوب از آب در میامد خوب می گفت نیروی من بوده و به نام خودش تموم می کرد کارارو ولی اگه این اتفاق نمی افتاد که... .</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">بگذریم. کم نبودن همچین آدمائی اونجا. و جالب ترش اونجاش بود که وقتی دو تا از این آدما ی جا بودن، دیگه زمین و زمان رو به مسخره می گرفتن و هیچ کاری نمی کردن. در این شرایط بود که افراد با سواد و کاردان هم دیگه تقریباً همه جوره گوشه نشین و منزوی می شدن و این مسائل چیزی رو نمی رسونه بغیر از سوء مدیریت مدیران مجموعه.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">حالا کاری به این مسائلش نداریم و صرفاً خاطراتو می گم.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">خوب داشتم از اخلاقیات بعضی از کارمندا می گفتم براتون. یکیشون بود انقدر بلانسبت شما که داری اینو می خونی «فراخ» تشریف داشت که اصلاً <b>پنج شنبه ها کار نمی کرد</b>. می گفت امروز پنج شنبه است حال کار کردن نداریم. ی ساعت هم که قراره زود بریم. ی ساعت هم مرخصی سلاعتی می گرفت گاهی هم نمی گرفت و زودتر جیم می شد. یا همین آدم تو بحث ها و جلسات طوری وانمود می کرد که انگار کل کارای ی استان از کشور روی دوششه و دیگه وقت سر خاراندن هم نداره. در ساعات اداری معمولاً کارای شخصیشون رو انجام می دادن همه نه فقط ایشون. و معمولاً ی بهانه ای جور می کردن که هفته ای دو روز با حق مأموریت بروند استان و ... . اینم معمولاً همه انجام می دادن و انگار شده بود ی عرفی.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">حالا با این وجود و با این وضعیت کار کردن همه شون هم طلب کار بودنا. همیشه و از همه جا انتقاد می کردن و ناراضی بودن. که البته منم همیشه می گفتم بابا شما خودتم اینجوری اول خودت درست کار کن بعد بقیه رو بگو... که البته از عواقبش هم بی نصیب نمی شدیم.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">اکثراً <i>بی سواد</i>... حتی در زمینه ی رشته ی تخصصی خودشون و کار ندان. «در مقابل کاردان».</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">بعد حالا همه رو نمی خوام براتون توضیح بدم ی چند تا خلق و خوی برجسته رو گفتم که اکثراً توی همه ی ادارات کشور موج میزنه مثلاً ی بنده خدایی بود کلاً کار هیچ کسی رو راه نمی انداخت و معمولاً همه از دستش شکار بودن و هرکسی می آمد ناراضی بر می گشت. همه رو حد اقل 6 ماه معطل می کرد و معمولاً هم عمدی بود این کارا و طبق معمول هم شکایات مردمی به جایی نمی رسید و مسئولین کاری نمی کردن.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">یا مثلاً یکیشون بود کلاً با گوشی بازی می کرد و کاری نمی کرد و کلاً کاری نداشت که بکنه و مواقعی هم که حوصله اش از گوشی سر می رفت؛ می رفت تو کار دیگر همکارانش سرک می کشید و گند میزد به کارای اداری دیگران و فبها.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">وقتی هم که بهش می گفتیم، می گفت من کارامو کردم دارم با گوشی بازی می کنم. و حالا اون کاراش چی بود؟ آمار سازی و داده سازی و پاچه خواری رئیس رؤسا.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">البته از پاچه خواری ها هم بگم براتون که خودم چندین نفرو دیدم که به نون و نوایی رسیدن، رئیس شدن، رفتن بالاتر و پله های ترقی رو هر روز بیشتر از دیروز طی کردن، یا استخدام شدن به صورت غیر قانونی «چون همزمان 3 جا کار می کرد و طبق قانون منع داشت.».</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">یا یکی بود که سرباز بود و کلاً نمی اومد و کسی باهاش کاری نداشت و ... .</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">حالا خیلی از این تبعیض ها بود که کاری با اینا هم نداریم. که در واقع اصلاً نمی تونیم کاری داشته باشیم.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2"><b>تو این گیر و دار هم یکیشون بود کلی مقروض بود و اون دو نفری که در آخر مطلب قبلی خدمتتون عرض کردم این بنده خدا رو بخاطر قرض هاش مسخره می کردن.&nbsp;</b><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/13.gif"></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">آقا جان آخه شما چه کاری به زندگی مردم دارید آخه.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">در نهایت یه بنده خدایی بود اهل مطالعه بود که کلاً منزوی بود البته کارشو کم و بیش انجام می داد.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">یکی دیگه بود ایشون هم اهل علم و عمل بودن و از تخصص هاشون نگم براتون ولی خوب ایشون هم کم و بیش منزوی شده بود در این سیستم و نظام اداری.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">البته ی مورد همیشه مریض داشتیم که بیشتر تلقین می کرد مریضه و مرضش بیشتر بی پولی بود به نظرم و البته خساست.</font></div><div style="text-align: justify;"><i><font face="Mihan-Iransans" size="2">ولی یکی هم داشتیم خدائیش از مردانگیش هر چی بگم کم گفتم.</font></i></div><div style="text-align: justify;"><i><font face="Mihan-Iransans" size="2">حالا همه ی اینایی که گفتم همکاران آقا بودن.</font></i></div><div style="text-align: justify;"><i><font face="Mihan-Iransans" size="2">در مطلب بعدی در مورد خانم ها هم خواهم گفت.</font></i></div><div style="text-align: justify;"><i><font face="Mihan-Iransans" size="2">ادامه دارد...</font></i></div><div style="text-align: justify;"><i><font face="Mihan-Iransans" size="2"><br></font></i></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-Iransans" size="2">&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; یاعلی</font></div><div style="text-align: justify;"><i><br></i></div> text/html 2020-03-14T21:09:12+01:00 vhagiloo.mihanblog.com وحید حاجیلو 10 سال گذشت... «3» http://vhagiloo.mihanblog.com/post/1043 <div style="text-align: justify;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">به نام خدا</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">بالأخره رسیدیم مالک اشتر. بعد از ی سری مراحل از جمله عبور از دژبانی و معاینات پزشکی و تقسیم شدن به گردان ها و گروهان های مختلف و تحویل تخت و کمد رفتیم ناهار خوردیم و لباس ها و .... رو گرفتیم. تا یواش یواش آموزش ها رو شروع کردن.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">از همه ی این مسائل که بگذریم کلاً نمی خوام زیاد این مطلب طولانی بشه و اینکه ی سری مسائل امنیتی هم هست که نمیشه گفت. اما از دوران آموزش صرف نظر می کنم و با تمام چیزهای غمگین و شاد و تفریحاتی که داشتیم و سر به سر دوستان و فرماندهان گذاشتن و ... هیچ چیز دیگه ای نمی نویسم از این دوره. البته ناگفته نماند که با چند نفر از دوستان فعلی هم اونجا آشنا شدیم. که خوشبختانه توی گروهان ما اکثراً نخبه هایی از علوم مختلف دور هم بودن، مثل جناب مهندس پیلتن متخلص به «حاج ناصر» که صدای خوبی هم داشت و مابقی دوستان که الآن حسش نیست یکی یکی اسم ببرم ازشون، یا آقای دکتر، فربد، توماج «کمال» و ... .</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">البته ی چند نفر هم داشتیم که مشکل روانی داشتن مثل س.ع. و...</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">به هر حال این دوره هم تموم شد که خیلی از خاطرات رو ننوشتم مثل کشیک های شبانه، گشت شب، درگیری ها، اون دکل که جن داشت و من رفتم توش، آخ آخ اردوگاه رو نگم براتون. میدان تیر. کوه نوردی 5-6 بار اونم طولانی چند بار درشب و روز. مراسم پایان دوره و ... که هر کدومش کلی وقت می خواد برای نوشتن و خوندنش. در نهایت ترخیص شدیم که در واقع روز ترخیص هم مثل همون روز اعزام بی کفایتی مسئولین و بس.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">در هر حال تموم شد و اومدیم رفتیم یگان. البته همونطور که دوستان مستحضرند بنده امریه بودم در یکی از ادارت که هم نظامی بود و هم نه...</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">که دیگه اسم نمی برم حتی به صورت مخفف.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">حالا ما اومدیم بعد از کلی دنگ و فنگ، که ی بار تقسیممون کردن تهران، ی بار استان خودمون و نهایت ی شهرستان که از قضا شهرستان محل زندگی ما نبود.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">اصل ماجرا از اینجا شروع میشه.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">رفتیم و آخرین ساعت از وقت اداری خودمون رو معرفی کردیم به یگان یا بخوانید اداره ی مربوطه. که هیچی دیگه همون لحظه ی ورود پی بردیم که برخی از انسانیت اصلاً بوئی نبردن. البته من بگم براتون که جای بدی نبود فقط ی خورده رفتارها مناسب نبود بخاطر اینکه از بومیای خودشون بیشتر خوششون می آمد.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">به هر حال هرچی بود گذشت و اینجا فقط می خوام چند تا از خلق و خوی دوستان رو بگم براتون.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">مثلاً دو نفر بودن که یکی از یکی عوضی تر و بی شعور تر و به قول یکی از دوستان «مرمور: به معنای به شدت ریاکار». آقا من هنوزم معتقدم نه تنها جای امثال این افراد تو اون اداره نیست بلکه توی هیچ دم و دستگاه دولتی هم نیست.</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">ادامه دارد...</font></div><div style="text-align: justify;"><font face="tahoma, arial, helvetica, sans-serif" size="3">&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; یاعلی&nbsp;&nbsp;</font></div> text/html 2020-03-14T19:45:39+01:00 vhagiloo.mihanblog.com وحید حاجیلو 10 سال گذشت... «2» http://vhagiloo.mihanblog.com/post/1042 <div style="text-align: justify;"><span style="font-size: small;"><font face="Mihan-IransansBold">به نام خدا</font></span></div><div style="text-align: justify;"><font size="2" face="Mihan-IransansBold"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font size="2" face="Mihan-IransansBold">خوب روز اعزام حدود 2 ساعت منتظر موندیم که آقایون حضرات مسئولین اعزام تشریف بیارن که طبق لیست های طبقه بندی شده <u>از قبل</u> بفرستنمون به مراکز آموزشی. البته یاد آور بشم که از قبل محل آموزش مشخص بود. فقط قرار بود سوار وسیله نقلیه نظام بشیم و بریم. همین</font></div><div style="text-align: justify;"><font size="2" face="Mihan-IransansBold"><br></font></div><div style="text-align: justify;"><font size="2" face="Mihan-IransansBold">حالا تو همین دو ساعت با چند نفر از بچه های دانشگاه آشنا شدیم که اتفاقاً محل آموزشمون ی جا بود و اتفاقاً توی ی گردان و ی گروهان افتادیم...</font></div><div style="text-align: justify;"><font size="2" face="Mihan-IransansBold">روز اعزام عجب روزی بود، بعد از اینکه با سر تراشیده چند ساعت زیر آفتاب موندیم باعث شد ی سر دردی هم بگیریم قبل از رسیدن به محل آموزش. خوب محل آموزش که از قبل مشخص بود پادگان آموزشی مالک اشتر نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران. استان مرکزی شهرستان اراک- سه راه خمین. به همین سادگی.</font></div><div style="text-align: justify;"><font size="2" face="Mihan-IransansBold">گفتم روز اعزام و تموم شد؟؟؟؟ نه عزیز من تازه اول کار بود که از همین ابتدا بیش از پیش و به طور قطع بیش از همه وقت به نهایت بی نظمی در نظام و بی برنامگی کشور پی می بریم. حالا میگم براتون.</font></div><div style="text-align: justify;"><font size="2" face="Mihan-IransansBold">بعد از کلی معطل شدن و قدم زدن از این طرف به اون طرف، بالأخره مسئولین تشریف آوردن و رفتیم داخل استادیوم. حالا اونجا گفتن این مراکز جدای از هم صف بکشن. چون از قبل مشخص بود هر کس کجا باید بره طبق اون محل که داخل برگ سبز اعزام به خدمت نوشته بود باید می رفتیم در قسمت مربوطه منتظر می موندیم. آقا ما هم رفتیم و همه ی جایگاه های انتظارو دیدیم و&nbsp; .... تازه فهمیدیم اصلاً مالک اشتر نیست. همینطوری داشتیم ول می چرخیدیم که گفتن اینایی که نیست جایگاهشون تعدادشون کمه جدا بمونن ی قسمت تا اعزامشون کنیم.</font></div><div style="text-align: justify;"><font size="2" face="Mihan-IransansBold">هیچی دیگه حدود 2 ساعت هم اینجا ویلان شدیم تا اینکه همه رفتن ما موندیم حدود 60-70 نفر که از 2-3 مرکز بودن و تعداد پائین که خلاصه سرتون رو درد نیارم ما 18 نفر قرار بود بریم مالک اشتر که ی مینی بوس قدیمی «چشمتون روز بد نبینه» دادن به ما و هلک هلک راه افتادیم به سمت مالک اشتر.</font></div><div style="text-align: justify;"><font size="2" face="Mihan-IransansBold">حالا از مسائل و اتفاقاتی که در مسیر افتاد می گذرم و از اینکه نه راننده بلد بود مالک اشتر رو و نه هیچ کدوم از بچه ها از اینم می گذریم. رفتیم و مسیر 2 ساعته رو حدود 4.5 ساعت از کوره راه و ... رفتیم و رسیدیم جلوی مالک اشتر.</font></div><div><div style="text-align: justify;"><span style="font-size: small;"><font face="Mihan-IransansBold">با سر درد و گرسنه و ... که تازه اونجا دژبان گفت بچه های اعزامی همدان قرار بود 12.5 برسن کجا بودین پس ؟؟؟</font></span></div><font size="2" face="Mihan-IransansBold"><div style="text-align: justify;">ما حدود 3.5 رسیده بودیم.</div></font></div><div style="text-align: justify;"><font size="2" face="Mihan-IransansBold"><b>ادامه دارد...</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font size="2" face="Mihan-IransansBold"><b style="">&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp;<i style="">یاعلی</i></b></font></div> text/html 2020-03-13T18:21:28+01:00 vhagiloo.mihanblog.com وحید حاجیلو 10 سال گذشت... http://vhagiloo.mihanblog.com/post/1041 <div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><b>به نام خدا</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><b>الآن که این مطلبو دارم می نویسم از سال 1389 که اولین کنکور رو شرکت کردم و کارشناسی رو تموم کردم و به اصطلاح مهندس شدیم، و ارشد شرکت کردم و 1396 دفاع کردم و 1397 هم که رفتم خدمت خیلی مقدس رو کردم و اومدم؛ در واپسین لحظات خدمت صادقانه و به شدت مقدس سربازی کلاً همه اش سر جمع شد 10 سال و به همین منوال این ده سال گذشت...</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><b>حالا اگه واقعاً ده سال پیش همچین دیدگاهی داشتم نسبت به امروزم و می دونستم که قراره اینطوری بشه، هیچ وقت این ده سال رو اینطوری نمی گذروندم. حالا اینکه الآن این دیدگاه رو نسبت به جامعه، مردم، دولت، سیاست و فساد اداری و به طور کلی اجتماعی که در آن زندگی می کنیم؛ دارم هم در این حرفم بی تأثیر نیست.</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><b style="">خوب البته این ده سال بد هم نگذشت زیاد ولی خوب، زیادم باب میل نبوده و نیست. اما با این حال شایدم ی روزی همین ده سال رو همین جا نوشتم، از وقایع و خاطرات و لحظات تلخ و شیرینش تا تحلیل وقایع و چرایی انجام کارها و گفتن خیلی چیزائی که تا دیروز نگفتنی بود. ولی خوب این بمونه برای بعداً. فعلاً این دو سال «بخوانید 21 ماه» آخر این ده سال رو می خوام بنویسم.</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><b><br></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><b><i>خوب از اونجائی شروع می کنیم که صبح روز دوم تیر ماه 1397 ساک لباس ها و لوازم ضروری و شخصی رو بسته بودیم «البته شب قبل بسته بودیم» و پس از خداحافظی با خانواده و در معیت یکی از برادرام، به محل اعزام عزیمت کرده و پس از&nbsp; خداحافظی با ایشان نیز به خیل جمعیت سربازان وطن پیوستیم که منتظر باز شدن درب استادیوم بودند که به محل آموزش اعزام شوند.</i></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><b><i><br></i></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><b><i>نا گفته نماند که همه افراد دارای تحصیلات بالاتر از کارشناسی بودن و بعضاً به همراه خانواده تشریف آورده بودن... .</i></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><b><i><br></i></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><b>ادامه دارد...</b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><b><i><br></i></b></font></div><div style="text-align: justify;"><font face="Mihan-IransansBold" size="2"><b style=""><i style="">&nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; &nbsp; یاعلی</i></b></font></div> text/html 2020-03-04T06:18:27+01:00 vhagiloo.mihanblog.com وحید حاجیلو بیماری کرونا و دیگر هیچ... http://vhagiloo.mihanblog.com/post/1040 <i> </i><div align="justify"><i><font face="Mihan-IransansLight">به نام خدا</font></i></div><div align="justify"><i><font face="Mihan-IransansLight"><br></font></i></div><div align="justify"><i><font face="Mihan-IransansLight"><font size="2">لعنت به این کرونا ویروس، کلاً دست آدمو بسته و نمیشه هیچ کاری کرد. نه میشه بری جایی، نه کسی میاد، نه میشه کاری کرد.</font></font></i></div><div align="justify"><i><font face="Mihan-IransansLight"><font size="2">نه می‌تونی بری بیرون، نه می‌تونی نری بیرون. نه میشه رفت دیدن دوستان، نه میشه مسافرت رفت. <u>حالا بازار و خرید و غیره هم که بمونه.</u></font></font></i></div><div align="justify"><i><font face="Mihan-IransansLight"><font size="2"><u>حالا خوبه مدارسو تعطیل کردن بچه ها نمیرن جایی وگرنه همه‌مون گرفته بودیم تا حالا. به نظرم ادارات و مراکز دولتی رو هم تعطیل می‌کردن ی بار شهر تعطیل میشد دیگه. </u><br></font></font></i></div><div align="justify"><i><font face="Mihan-IransansLight"><font size="2"><br></font></font></i></div><div align="justify"><i><font face="Mihan-IransansLight"><font size="2">این اواخر هم که همه چیزو قدغن کردن.</font></font></i></div><div align="justify"><i><font face="Mihan-IransansLight"><font size="2">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <b>یاعلی</b></font><br></font></i></div> text/html 2020-03-02T06:33:12+01:00 vhagiloo.mihanblog.com وحید حاجیلو سخن روز http://vhagiloo.mihanblog.com/post/1039 <i> </i><div align="justify"><i><font face="Mihan-IransansLight">به نام خدا</font></i></div><div align="justify"><i><font face="Mihan-IransansLight"><br></font></i></div><div align="justify"><i><font face="Mihan-IransansLight">امام <u>علی</u> علیه السلام:</font></i></div><div align="justify"><i><font face="Mihan-IransansLight"><font size="2">«علم اندوزی بهتر از ثروت اندوزی است.»</font></font></i></div><div align="justify"><i><font face="Mihan-IransansLight"><font size="2"><br></font></font></i></div><div align="justify"><i><font face="Mihan-IransansLight"><font size="2">و اما <strike>کرونا</strike>:</font></font></i></div><div align="justify"><i><font face="Mihan-IransansLight"><font size="2">آخرین خبر اینکه، همدان تا حالا 5 نفر گرفتن.</font></font></i></div><div align="justify"><i><font face="Mihan-IransansLight"><font size="2">کیت تشخیص طبی کرونا هم تو کشورمون طراحی و ساخته شد.</font></font></i></div><div align="justify"><i><font face="Mihan-IransansLight"><font size="2">همه بسیج شدن کمک کنن به بهبود این بحران.</font></font></i></div><div align="justify"><i><font face="Mihan-IransansLight"><font size="2">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <b>یاعلی</b></font></font></i></div><div align="justify"><i><font face="Mihan-IransansLight"><font size="2"><br></font></font></i></div><div align="justify"><i><font face="Mihan-IransansLight"><br></font></i></div> text/html 2020-03-01T06:38:25+01:00 vhagiloo.mihanblog.com وحید حاجیلو از شایعه تا واقعیت http://vhagiloo.mihanblog.com/post/1038 <b> </b><div><b><font face="Mihan-IransansLight">به نام خدا</font></b></div><div><b><font face="Mihan-IransansLight"><br></font></b></div><div><b><font face="Mihan-IransansLight"><font size="2">این کرونا هم شده معضلیا! هر کسی ی چیزی میگه!</font></font></b></div><div><b><font face="Mihan-IransansLight"><font size="2">آخرین شنیده‌ها از این قراره که اینم کار خودشونه... <img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/4.gif"><br></font></font></b></div><div><b><font size="2"><font face="Mihan-IransansLight">البته منظور خود چینی‌هاست.</font></font></b></div><div><b><font size="2"><font face="Mihan-IransansLight">میگن چین این کارو کرده تا ی مقدار از بدهی‌های خارجی رو بده و ی مقدار هم از بار مالی دولت که ناشی از افراد مسن و ضعیف جامعه است رو کاهش بده.</font></font></b></div><div><b><font size="2"><font face="Mihan-IransansLight">ولی در کل ی عده‌ای هم که دارن این قضایا رو ربطش میدن به جریان فراماسونری (مطابق پیش‌بینی قدیمی انیمیشن سیمپسون‌ها) که همه‌اش از قبل برنامه‌ریزی شده. البته این مورد اتفاقاً به نظر منطقی‌تر میاد.</font></font></b></div><div><b><font size="2"><font face="Mihan-IransansLight">به هر حال فراماسون داره به آرامی و با خونسردی تمام کار خودشو می‌کنه و ما هنوز در پی تحدی طلبی و رجز خوانی‌مون هستیم.</font></font></b></div><div><b><font size="2"><font face="Mihan-IransansLight">یاد ی جمله‌ی قدیمی افتادم:</font></font></b></div><div><b><font size="2"><font face="Mihan-IransansLight">نعره‌ی هیچ شیری خانه‌ای رو خراب نمی‌کنه ولی امان از <i>سکوت</i> موریانه‌ها</font></font></b></div><div><b><font size="2"><font face="Mihan-IransansLight">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; یاعلی<br></font></font></b></div> text/html 2020-02-27T06:40:06+01:00 vhagiloo.mihanblog.com وحید حاجیلو کرونا و شایعات http://vhagiloo.mihanblog.com/post/1037 <font size="3" face="Mihan-IransansLight"><i> </i></font><div align="justify"><font size="3" face="Mihan-IransansLight"><i>به نام خدا</i></font></div><div align="justify"><font size="3" face="Mihan-IransansLight"><i><br></i></font></div><div align="justify"><font size="3" face="Mihan-IransansLight"><i><span style="background-color: rgb(255, 153, 102); ">خواهشاً به این شایعات ادامه ندین.</span></i></font></div><div align="justify"><font size="3" face="Mihan-IransansLight"><i>هیچ چیز ویروس کرونا غیر عادی و عجیب نیست. اینم ی بیماری مثل بقیه موارد مشابه هستش. مثل همه آنفلوانزاهای دیگه یا حتی حسبه و وبا که موقع کودکی با اون درگیر بودیم و احتمالاً نسل‌های آتی هم با اون درگیر خواهند شد. فقط این کرونا ی مقدار مرگ و میرش زیاده. پس خواهشاً الکی جو ندید به قضیه.</i></font></div><div align="justify"><font size="3" face="Mihan-IransansLight"><i>نمی دونم ی عده‌ای چه سودی از این جنگ روانی علیه ملت می برن؟! البته احتمالاً سود هم می‌برن البته با گرونی مواد شوینده و ضد‌عفونی کننده و ماسک و امثالهم.</i></font></div><div align="justify"><font size="3" face="Mihan-IransansLight"><i>اما ی عده‌ای هم گیر دادن که نه آقا اصلاً تقصیر امریکاست! آقا آخه امریکا چه کار داره به این؟! تازه اگر هم بحث جنگ بیولوژیک و این حرفا باشه، جنگ امریکا با چین هستش نه ایران. پس خواهشاً الکی شایعه پراکنی نکنید.</i></font></div><br> text/html 2020-02-06T05:27:15+01:00 vhagiloo.mihanblog.com وحید حاجیلو همسران و فرزندان امام جواد علیه السلام http://vhagiloo.mihanblog.com/post/1036 <div><b><font size="2" face="Mihan-IransansLight">به نام خدا</font></b></div><div><b><font size="2" face="Mihan-IransansLight"><br></font></b></div><div><b><font size="2"><br><font face="Mihan-IransansLight">همسر امام جواد (ع ) ام الفضل دختر مأمون بود . حضرت جواد (ع ) از ام الفضل فرزندی نداشت . حضرت امام محمد تقی زوجه دیگری مشهور به ام ولد و به نام سمانه مغربیه داشته است . فرزندان آن حضرت را 4 پسر و 4 دختر نوشته اند بدین شرح : </font></font></b><p style="text-align: justify; "><b><font size="2">1 - حضرت ابوالحسن امام علی النقی ( هادی ) 2 - ابواحمد موسی مبرقع 3 - ابواحمد حسین 4 - ابوموسی عمران 5 - فاطمه 6 - خدیجه 7 - ام کلثوم 8 - حکیمه. حضرت جواد (ع ) مانند جده اش فاطمه زهرا زندگانی کوتاه و عمری سراسر رنج و مظلومیت داشت. بدخواهان نگذاشتند این مشعل نورانی نورافشانی کند. امام نهم ما در آخر ماه ذیقعده سال 220ه. به سرای جاویدان شتافت. قبر مطهرش در کاظمیه یا کاظمین است، عقب قبر منور جدش حضرت موسی بن جعفر (ع ) زیارتگاه شیعیان و دوستداران است.</font></b></p><p style="text-align: justify; "><b><font size="2"><br></font></b></p><p style="text-align: justify; "><b><font size="2"><br></font></b></p></div> text/html 2020-01-26T05:42:55+01:00 vhagiloo.mihanblog.com وحید حاجیلو ثواب زیارت امام رضا علیه السلام http://vhagiloo.mihanblog.com/post/1035 <font face="Mihan-IransansBold"> </font><div align="justify"><font face="Mihan-IransansBold">به نام خدا</font></div><div align="justify"><font face="Mihan-IransansBold"><br></font></div><div align="justify"><font size="2" face="Mihan-IransansBold">در باب <span style="background-color: rgb(51, 153, 153);">ثواب زیارت</span> امام رضا علیه السلام بسیار نوشتن. حتی خیلی گفتنو خیلی شنیدیم. اما این سخن پیامبر ی چیز دیگه است و انگار ختم کلامه:</font></div><div align="justify"><font size="2" face="Mihan-IransansBold"><br></font></div><div align="justify"><font size="2" face="Mihan-IransansBold">«<i>بزودی پاره تن من در خراسان به خاک سپرده می شود، هیچ گرفتاری زیارتش نکند جز آنکه خداگرفتاریش را برطرف می سازد و هیچ گناهکاری به زیارتش نرود جز آنکه خداگناهش را بیامرزد</i>».</font></div><div align="justify"><font size="2" face="Mihan-IransansBold"><br></font></div><div align="justify"><font face="Mihan-IransansBold"><br><font size="2"><font size="1"> امالى صدوق، ص 119</font></font></font></div><div align="justify"><font size="2" face="Mihan-IransansBold"><font size="1">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; یاعلی<br></font></font></div>