وَ لَیسَتِ التَّوبَة ُلِلَّذِینَ یَعمَلُونَ السَّیِّئاتِ حَتّی إذا حَضَرَ أحَدَهُمُ المَوتُ قالَ إنِّی تُبتُ الآنَ.
أجرنا من النّار یا مجیر...
پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت 02:31 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست مهربانو | ( نظرات )
شب های قدر، توبه بندگان پذیرفته تر است...
 
یکى از معارف روزه ، گرایش به توبه است که در جاى جاى مناجات‌ها و ادعیه مربوط به ماه رمضان به چشم مى‌خورد از جمله، در جوشن کبیر آمده است : 

یا من یقبل عند التائبین و یا یقبل التوبه عن عباده و یا من یحب التوابین و یا قابل التوبات و یا حبیب التوابین

یکى از عوامل ارتقاى روزه ، توبه و استغفار است. توبه عبارت است از وصل بعد از قطع ؛ قطعى که رجوع در آن نمایان است . توبه هم به خدا نسبت داده شده است و هم بر انسان ، بر این اساس هم خدا تواب است و هم انسان ، ولى تفاوت آن دو از حیث ماهیت مصادیق است .
توبه یعنی دست کشیدن از گناه به گونه اى صحیح خدا پسند را توبه بشرى گویند.
توبه ؛ یعنى بازگشت از گناه به سوى اطاعت و بازگشت از قطع رحمت به وصل رحمت.

همیشه کسی که از ته دل از گناه پشیمان باشد می تواند توبه کند اما شب های ماه مبارک رمضان بالاخاص شب های قدر، توبه بندگان پذیرفته تر است.



لینک های مرتبط: سائلین الزهرا ,

بار معبودا مرا با ذكر خود حالی ببخش...
یکشنبه 15 آذر 1394 ساعت 03:30 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست مهربانو | ( نظرات )
كردم استغفار و عهد خود شكستم بارها
بایدم زین گونه استغفار، استغفارها

همّتی ای دل كه بندم دیده از دیدارِ غیر
تا بود با یار در هر لحظه ام دیدارها

آنكه جان دارد ولی از یاد جانان غافل است
كم بود از نقش بی جان بر روی دیوارها

بار معبودا مرا با ذكر خود حالی ببخش
ورنه می میرد دلم همچون تن مردارها

تیری از تقوا و شمشیری ز طاعت بایدم
تا كنم با دیو نفس خویشتن پیكارها

وای بر حالم اگر این رشته های معصیت
در لحد پیچند دور گردنم چون مارها

مستحقّ آتشم یا رب نسیم رحمتی
كز دل هر شعله بیرون آورم گلزارها

روزهای ما همه شب می شد از دود گناه
گر نبودی ناله ی العفوِ شب بیدارها

یا مبر در دوزخم یا چشم گریانم بده
تا ز اشك دیده ام خاموش گردد نارها

«میثم»، آنكو پیش حكم حق نیارد سر فرود
به كه دور گردنش پیچد طناب دارها


مرتبط با: ادبی , اجتماعی ,


عید در فرهنگ اسلامی
چهارشنبه 24 تیر 1394 ساعت 10:43 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست مهربانو | ( نظرات )
واژه عید در اصل از فعل "عاد" "عود" "یعود" مشتق شده است. واژه ی "عید" تنها یكبار 
در قرآن كریم به كار رفته است: 

قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَیْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاءِ تَكُونُ لَنَا عِیدًا لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآیَةً مِّنكَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ (مائده/ 114)

عیسى پسر مریم گفت بار الها پروردگارا از آسمان خوانى بر ما فرو فرست تا عیدى براى اول و آخر ما باشد و نشانه‏ اى از جانب تو و ما را روزى ده كه تو بهترین روزى‏دهندگانى .

در تفسیر نمونه، ذیل این آیه گفته شده است: عید در لغت از ماده عود به معنای بازگشت است؛ 

و لذا
ادامه مطلب


مناجات...
جمعه 19 تیر 1394 ساعت 05:35 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست مهربانو | ( نظرات )
بارالها…
از كوی تو بیرون نشود
پای خیالم 
نكند فرق به حالم ....
چه برانی،
چه بخوانی…
چه به اوجم برسانی 
چه به خاكم بكشانی…
نه من آنم كه برنجم
نه تو آنی كه برانی..
نه من آنم كه ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی كه گدا را ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد…
نروم باز به جایی
پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی
كس به غیر از تو نخواهم
چه بخواهی چه نخواهی
باز كن در كه جز این خانه مرا نیست پناهی


مرتبط با: ادبی ,


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم...
پنجشنبه 18 تیر 1394 ساعت 11:44 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست مهربانو | ( نظرات )
پناه می برم به تو... 
به تو از تمـــــــــــام جغرافیای دنیای بد اخمها و 
فكر می كنم كه چه آرام است یادم با نامت...

پناه می آورم به تو... 
بعد از هر بــاران، بعد از هر زخم؛ قبل از هر اتفاق، بعد از هر حادثه
و بگو جز تـــو چه كسی می تواند مرهم باشد بر دلـــم؟؟؟؟

پناه می برم به نامت، به یادت و هرچه كه جدا سازد مرا از ناامیدی....

مرا ببر به اتـــفاق های خوب، ساعت های ناب، آن روزها كه دل شوره هایم بزرگتـــر از فاجعه نبود

و مرا بیاور به اكنون، به بــاور آنكه خوب می شود لحظه ها و درست می شود اندام حقیقت.

پناه می برم به تو.... تا آنچه كه نباید «باید» م شود و آنچه كه باید «نباید» م شود را اشتباه نكنم...

پناه می برم به آغوش زمستان، تا فصل بهار رحمتت، كالبدی از زندگیم شود.

پناه می برم از سر ناپــاكی ها به تو و ...

«بســــــــــــــــــم الله الرحــــــــــمن الرحیـــــــــــــــــم»



ادعونی استجب لکم.... .
پنجشنبه 18 تیر 1394 ساعت 11:31 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست مهربانو | ( نظرات )
گفتم گرفتارم خدا
گفتی كه آزادت كنم

گفتم گنه كارم خدا
گفتی كه عفوت میكنم

گفتم خطا كارم خدا
گفتی كه می بخشم خطا

گفتم جفا كارم خدا
گفتی وفایت میدهم

گفتم صدایت میكنم
گفتی جوابت می دهم

گفتم ز پا افتاده ام
گفتی بلندت میكنم

گفتم نظر بر من نما
گفتی نگاهت می كنم

گفتم بهشتم می بری؟
گفتی ضمانت می كنم

گفتم كه ادعونی بگم
گفتی اجابت می كنم

گفتم كه من شرمنده ام
گفتی كه پاكت می كنم

گفتم كه یارم می شوی
گفتی رفاقت میكنم

گفتم ندارم توشه ای
گفتی عطایت میكنم

گفتم دردمندم خدا
گفتی مداوایت كنم

گفتم پناهی نی مرا
گفتی پناهت می دهم





 
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic